نوشته شده توسط حمید سلیمی ، در 1391/9/8ساعت 00:39، تعداد بازدید: 15,484

به مناسبت هشت اذر، زادروز فروغ فرخزاد ...

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی‌ام بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی‌ها کرده پاک

ای تپش‌های تن سوزان من
آتشی در سایۀ مژگان من

ای ز گندم‌زارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه‌ها پُر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها

با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

این دلِ تنگِ من و این بار نور؟
های هوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمن زاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی‌انگاشتم

درد تاریکی‌ست دردِ خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن

سرنهادن بر سیه‌دل سینه‌ها
سینه آلودن به چرکِ کینه‌ها

در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کفِ طرارها
گم‌شدن در پهنۀ بازارها

فروغ فرخزاد

آه ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان

از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی هم آغوشی گرفت

جوی خشک سینه‌ام را آب، تو
بستر رگ‌هام را سیلاب، تو

در جهانی اینچنین سرد و سیاه
با قدم‌هایت قدم‌هایم به‌راه

ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته
گونه‌هام از هُرم خواهش سوخته

آه، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه‌زارانِ تنم

آه، ای روشن طلوع بی‌غروب
آفتاب سرزمین‌های جنوب

آه، آه ای از سحر شاداب‌تر
از بهاران تازه تر، سیراب تر

این دگر من نیستم، من نیستم
عشق دیگر نیست این، این خیرگی‌ست

چلچراغی در سکوت و تیرگی‌ست
عشق چون در سینه‌ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد
حیف از آن عمری که با "من" زیستم

ای لبانم بوسه گاه بوسه‌ات
خیره چشمانم به راه بوسه‌ات

ای تشنج‌های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم

آه می‌خواهم که بشکافم ز هم
شادی‌ام یک‌دم بیالاید به غم

آه می‌خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم های های

این دلِ تنگِ من و این دود عود؟
در شبستان، زخمه‌های چنگ و رود؟

این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟

ای نگاهت لای‌لای سِحر بار
گاهوار کودکان بی‌قرار

ای نفس‌هایت نسیم نیم‌خواب
شُسته از من لرزه‌های اضطراب

خُفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من

ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

 "فروغ فرخزاد"


با دوستان خود به اشتراک بگذارید

          

مطالب مرتبط

در همین موضوع: شعر فروغ فرخزاد
برای نظر دادن لطفاً وارد سایت شوید و یا ثبت نام کنید!

    نظرات کاربران:

  • مهناز مشهدی
    مهناز مشهدی: شعرای فروغ فرخزاد هرجا که باشه نشونه ی ذوق وسلیقه ی اون فرده
    در 1392/7/4 ساعت 12:09 1+
    • رضوان احمدی
      رضوان احمدی: ج به مهناز مشهدی: ممنون از لطف شما.
      در 1392/7/4 ساعت 12:22
  • م بابونه
    م بابونه: واقعا دلنشینه شعراتون عزیزم
    در 1392/6/30 ساعت 23:28 2+
  • فرشته فلاحی
    فرشته فلاحی: عاشق این شعرم با صدای دلنشین معین ...
    در 1391/9/8 ساعت 00:47 2+

موضوعات وبلاگ سبو

 
بازاریابی اینترنتی و برندینگ

بازاریابی اینترنتی و برندینگ

امروزه بازار از آن کسانی است که در محیط اینترنت حرف اول را میزند. ضریب نفوذ اینترنت حتی در کشور ما هم به گونه ایست که هر کس در اینترنت بیشتر معرفی شود بازار بیشتری دارد. هزینه تبلیغات موثر در اینترنت بسیار پایین تر از دیگر رسانه هاست و با تبلیغات و بازاریابی هوشمندانه در اینترنت بسیار موثرتر از هر رسانه دیگری می توان بازار را در اختیار گرفت.